برای سال دوم هم سکوت .....تیرداد نصری عزیز هنوز هیچ اتفاقی نیفتاد که قابل عرض باشه .....
ولی بهت قول میدیم ..من و عشقم .... که ساکت ننشینیم .........
.///........سلام تیرداد نصری ................من یک سال سکوت کردم.........
خدایا تیرداد نصری عزیز را کجا بردی...
من دیگر در این وب قدم از قدم بر نخواهم برداشت
مثل یازده سپتامر این دنیا رو سرم ویران شد.....
...
به کـُج جا ؟ به هرج جا ....
به کجا نشسته ام روی ِ تـُخم
روباه زرنگتر بود
افتاده ام به مرغ به پـَر پـَرَ ش
به کجا چنین شتابان نشسته ام
با بیضه ام روی ِ تخم زیر ِ پرش
دریا دل ِ کوچکی بود زیر ِ سرش
به هرج جا که میروم
می افتم روی ِ صندلی
چسب بر زمین میخورم
بعدش پیر وُ فرتوت ....
با اینکه خیلی کاغذی ام کشتی شکسته ام
جنوب رفت زیر کشتی جلوس کرد
بامی که کاغذی ام ... آن بامی نیست که خانه را نشسته ام زیرش
شب زیر ِ سقف ِ تنهائی ام
صندلی کجا میرود چنین نشسته
روی ِ دیوار ِ خانه پا میگذارم...
روی ِ دیوار ِ خانه پا میگذارد روی ِ صندلی نشسته
کشتی شکسته چنین شتابان !!! ندیده ام.....
حرف ِ حساب ،حرف ِ حساب دارد یا ندارد!!!
باران دود ِ قطار ندارد
میرود به سمتی
به سمتی که دست میرود
بدرود میرود ..
دود میرود ..
دووووووووووووووود
به کجا میروی با کپه ی مرگت ، کبکبه ی مرگت ...... به گوشه ی اتاق
آتشفشان گـنده لات بوده در ضمیر افروخته اش
نعلی آکنده از درد
سنگر وُ قانون جنگ است شرع ِ من
شرح کلام وُ فتح باغ است حرف ِ من .......
آن سال روی هم رفتیم در شهر ِ من
اما ندارد.....
سنگر وُ قانون ِ شرع است
سنگر وُ قانون ِ شرع است
به کجا چنین شتابان نشسته ام روی ِ سنگ
روی ِ شرع روی ِ آب
ریخته ام توی آب..............
آبانماه ۸۶